سلام .
امروز می خوام از ... بنویسم فقط . بعضی وقتا برام الهه عشقی و بعضب وقتا دلم می خواد سر به تنت نباشه . بعضی وقتا واسه یه لحظه گره خوردن نگاهمون توی هم دیگه همه دنیارو می دم و بعضی وقتا دلم می خواد چشماتو ببندیو هیچ وقت باز نکنی ، من همیشه همینطور بودم ، تمام فصل های عشق رو توی یه لحظه می تونم حس کنم . چرا با اون حرف می زنی آخه ؟ پس من چی ؟
من ساکت نشستم که تو باهام حرف بزنی .
خواهش می کنم
برچسب:
نویسنده: هستی ابراهیمی
برچسب:
نویسنده: هستی ابراهیمی
برچسب:
نویسنده: هستی ابراهیمی
برچسب:
نویسنده: هستی ابراهیمی
برچسب:
نویسنده: هستی ابراهیمی
امروز روز بارونه ، روز فهمیدن نداشتنت . امروز روز مرثیه اس برای دل سادم . امروز می شه فهمید که نبودنت یعنی چی ...
می شه برگردی ؟ می شه بیای پیشم ؟ من دلم تنگته .
من بی تو امروز تلف می شم . مطمئنم . نزار بمیرم .
برچسب:
نویسنده: هستی ابراهیمی